آناهيتاي مامان و بابا Lilypie Kids Birthday tickers

آناهيتاي مامان و بابا

آناهيتا : بابايي، مامانت بيشتر برات زحمت كشيد يا بابات؟

بابايي : هر دو شون ولي مامانم بيشتر كار مي كرد مثل مامان تو كه بيشتر باهات وقت مي گذرونه و بيشتر برات زحمت مي كشه و من هم بيشتر براي آينده ت تلاش مي كنم.

آناهيتا: آينده!!!!!! آينده كه هنوز نيومده . هيچ كس ازش خبري نداره.

اين جمله زيباي تو مدتيه كه از دهانت بيرون اومده ولي من و حسابي دچار خودش كرده عزيزكم. كاش دنياي زيباي تو هميشه همين جور بمونه و حالت و دريابي و لذت ببري در كنار تمام عزيزانت. خداوند بزرگ حفظت كنه.



[موضوع : اين روزها...]
[ دوشنبه 22 خرداد 1396 ] [ 11:04 ] [ مامان زينب ]

خاله زهرا : آناهيتا، مامانت كجاست خاله جان؟

تو : مامانم داره وقتش و هدر ميده.

وقت و زمان كلمه ايه كه من و بابايي زياد در موردش باهات صحبت مي كنيم نازنينم. هدفمون اينه كه تو به خوبي از وقتت استفاده كني و سرشار از تجربه هاي پربار بشي عزيزكم. اينكه وقتي به بچگي ت برمي گردي خاطرات قشنگي برات رقم بخوره. يه جاهايي سخت مي گيريم ولي همش براي خودته نازنينم. تمام تلاشم بر اينه در كنار كلاس هايي كه ميري و فعاليت هايي كه داري خوش گذروني هاي دو و سه نفرمون همچنان باشه. نمي خوام وقتي به كودكي تو نگاه مي كنم حسرت بخورم كه دختركم بچگي نكرد و فقط از اين كلاس به اون كلاس رفت. وقتي هدفمون زبان ياد گرفتنه با هم سي دي گوش ميديم و با آهنگ هاش حسابي مي رقصيم و كلي كيف مي كنيم. من ورزش مي كنم تا تو هم به ورزش اهميت بدي و مشتاق كلاس ورزشت بشي. بهت يادآوري مي كنم كه جسمي كه خداوند بهت داده رو بايد خيلي سالم نگه داري و با ورزش و غذاي مفيد ازش مراقبت كني. باهات كلاس موسيقي ميام و توي همون سانس كلاس تو كلاس مسرم تا بدوني كه منم همراهتم. بهت مرتب تاكيد مي كنم كه سه كار و هي وقت از خودت دور نكن. ورزش، زبان و موسيقي. هر سه اين كارها هم توي رشد فيزيكي تو و هم رشد روحي تو تاثير داره. بهت ياد ميدم با پرداختن به اين كارها داري به خودت احترام ميزاري.

دختركم، تعطيلات خرداد ماه به همراه پدر بزرگ و مادربزرگ و خاله به رابر رفتيم و چند روزي و اونجا بوديم. آب بازي با هم در حياط خونه پدربزرگ، رفتن كنار رودخونه هاي پر از آب و شنيدن صداي آب، پرسه زدن توي باغچه خونه بابابزرگ و كمك به ما براي چيدن گل ختمي، گاوزبون و جمع كردن زردآلوهاي پاي درخت ها براي همه ما لذت زيادي داشت. اينكه خودت با دستاي كوچولوت گيلاس و از درخت مي چيدي و مي خوردي . اينكه با هم لواشك خوشمزه درست كرديم. همه اين ها تجربيات فوق العاده اي بود كه در كنار هم برايمان رقم خورد.

من و بابايي براي اينكه تو از زندگيت لذت ببري و از زماني كه داري درست استفاده كني هميشه باهاتيم و در كنارتيم. دوست داريم و برات بهترين روزها رو آرزو مي كنيم.



[موضوع : اين روزها...]
[ دوشنبه 22 خرداد 1396 ] [ 10:51 ] [ مامان زينب ]

ممنوووووونم ني ني وبلاگ عزيز كه مي تونم از حالا به بعد از طريق تلگرام توي وبلاگ دخترم پست بزارم. خدا قوت ميگم به همه دوستان ني ني وبلاگي ام



[موضوع : ]
[ دوشنبه 8 خرداد 1396 ] [ 15:36 ] [ مامان زينب ]

دختركم:

26 ام ارديبهشت ماه سال 96، زيباترين لحظات براي من و بابايي رقم خورد. ما در جشن الفبايي كه مدرسه تدارك ديده بود شركت كرديم و با هم آموختن زبان مادري ت و جشن گرفتيم. از اكنون به بعد تو مي توني بخوني و با دستان كوچيكت بنويسي. لحظه به لحظه اين جشن براي من سرشار از انرژي بود. شعر زيباي الفباتون كه با هم سروديد و بعد هم سوگند نامه اي كه دو تا از دوستانتون خواندند. در آخر نمايش نامه مهمان ناخونده داشتيد كه تو نقش راوي نمايش و به عهده داشتي و چه خوش درخشيدي عزيزكم. بسيار زيبا اجرا كردي. جند جا متن اصلي و يادت رفت و سريع خودت چيزي جايگزينش كردي. من براي لحظات زيباي اين روز كه با تو داشتيم هزار بار خدا رو شكر گفتم نازنينم. 


ادامه مطلب


[موضوع : كلاس اول]
[ چهارشنبه 27 ارديبهشت 1396 ] [ 9:04 ] [ مامان زينب ]

جشن تولد امسال تو با بقيه سال ها فرق داشت دختركم. به يمن وجود خانه بازي قاصدك من و بابايي تونستيم تولدت و توي خانه بازي قاصدك برنامه ريزي كنيم و تو به همراه دوستان و همكلاسي هات حسابي لذت ببري و خاطره خوبي از تولد هفت سالگيت توي ذهنت بمونه عزيزكم. مثل هر سال قبل فوت كردن شمع 7 سالگيت چشات و بستي و آرزو كردي و بعد هم شمعت و فوت كردي. ما هم برات بهترين روزها رو توي اين سن ت آرزو داريم عزيزكم. دوست دارم و برات بهترين و خوش ترين لحظات و آرزو مي كنم.محبت

خاله فريباي نازنين، اهوراي شيرين و مزدا كوچولو هم توي جمعمون بودن و حسابي از همراهيشون لذت برديم.

دايي ايوب به همراه امير محمد و زن دايي هم توي جشنمون بودن. ممنون از حضور گرمشون.بوس

شكل كيك تولدت هم بلز و فلوت بود. هدفمون اين بود كه توي اين زمينه حسابي تشويق شي و از نواختن اين سازها لذت ببري دختركم. بوس

 

 

 


ادامه مطلب


[موضوع : تولد]
[ شنبه 16 ارديبهشت 1396 ] [ 14:50 ] [ مامان زينب ]

آناهيتاي نازنينم،

بي شك با وجود تو بهار براي من رنگ و بوي ديگري داره نازنينم.

صداي خنده هاي شيرينت، ناز كردن هايت، شادي هايت، قهرهايت، انرژي وصف ناپذيرت زيبايي زندگي ما شده دختركم.

خوشحاليم تو را داريم و خداوند مهربان را هزاران بار سپاس مي گوييم براي زيباترين هديه اش. 

دوستت داريم نازنينم و برايت 7 سالگي سرشار از تلاش و موفقيت آرزومنديم.

تولدت هزاران بار مبارك نازنينم.جشنجشنجشن

مامان و بابا

 

 



[موضوع : تولد]
[ 27 فروردين 1396 ] [ 13:45 ] [ مامان زينب ]

چيزي تا 7 سالگيت بيشتر نمونده دختركم و من اين روزها زياد اين جمله رو ازت مي شنوم: "دلم مي خواد!!!!". اميدوارم بتونم با عكس العمل هايي كه اينجور مواقع در مقابل رفتار و صحبت هات انجام ميدم براي رشد شخصيتيت كمك كرده باشم عزيزكم.

در آستانه 7 سالگيت به اين پي بردم كه حوصله ت براي انجام كارهايي كه بهت محول ميشه خيلي كمه و همين باعث ميشه كيفيت كارها و فعاليت هات پايين بياد. جوري شده كه فقط براي رفع تكليف كارت و انجام ميدي اصلا هم برات مهم نيست درسته يا نه؟ زيباست يا نه؟ وقتي به علتش فكر مي كنم اولين چيزي كه به ذهنم ميرسه اينه كه كم بنيه هستي و همين باعث ميشه زود خسته شي. خوب مادر من اينقدر كه كم غذا مي خوري و هر چيزي رو نمي خوري. ميوه تو شده فقط سيب اونم بايد دهنت بزارم تا بخوري. حالا با درست كردن غذاهايي كه تو بيشتر دوست داري و همين طور گرفتن ويتامين براي تو، خودم و اميدوار كردم بهتر شي البته اينم بگم كه در مورد اين موضوع مرتبا باهات صحبت مي كنم كه خوردن مواد غذايي مفيد چقدر مي تونه توي افزايش انرژي بدني تو تاثيرگذار باشه. ان شااله كه روز به روز شاداب تر باشي عزيزكم.محبت



[موضوع : اين روزها...]
[ چهارشنبه 23 فروردين 1396 ] [ 10:45 ] [ مامان زينب ]

كارهاي آخر سال 95 اينقدر زياد بودن كه وقت نشد مطالبي كه از سال 95 جا مونده بود و برات ثبت كنند. حالا اينجام كه هم از جامونده ها برات بنويسم و هم از تعطيلاتي كه با هم داشتيم:

سال تحويل امسال بركت زيادي از آسمون نصيب مردم كرمان شد. بارش شديد باران رنگ و بوي ديگه اي به تحويل سال و سفره هفت سين ها داد. خدايا شكرت.

چند ساليه به جاي مسافرت توي تعطيلات عيد ترجيح ميديم در كنار خونواده هامون سفره هفت سين پهن كنيم و از بودن در كنار هم لذت ببريم. طبق معمول هر سال شب قبل سال تحويل سفره هفت سين خونه خودمون و سه تايي پهن كرديم. تو به من ياد دادي چطوري با استفاده از پوست پياز تخم مرغ هاي سفره مون و رنگ كنيم. عجب رنگ فوق العاده اي شد نازنينم. اين هم از هنرهاي معلم عزيزتونه كه بهتون ياد داده و يك روز صبح صبحانه با كمك هم تخم مرغ ها رو اينطوري رنگ كرديد و بعدشم در كنار معلم و دوستات نوش جان كرديد. خلاصه اينكه سال تحويل خونه ي پدربزرگ بوديم در كنار عمه ها و عمو ها. امسال مادر بزرگ هديه اي بسيار ارزشمند بهت داد. كيف بسيار زيبايي كه خودشون زحمت كشيده بودن و با استفاده از پته دوزي برات تهيه كرده بودن.

امسال براي سفره هفت سينمون 3 تا ماهي خريديم. دو تا قرمز و يه دونه سياه. سياهه مرد متاسفانه ولي روز 3 ام فروردين اون دو قرمزه رو برديم توي حوض آتشكده رها كرديم.

بهار رو دوست دارم چون خداوند مهربون تو رو به من داد و من روزي هزار بار شكرگزارش هستم كه تو هستي. دوستت دارم دختركم و در سال جديد برات سلامتي، شادي و موفقيت و آرزومندم.محبتبوس


جا مانده از سال 95:

دختركم:

سال 95 رو به اتمامه و من خدا را هزار بار  سپاس مي گويم كه سالي فوق العاده براي من و تو و بابايي بوده. سالي سرشار از نعمت ها و بركات پروردگارمون. سرشار از تجربيات زيبايي كه هر كدوممون جدا داشتيم. تمام حروف الفبا رو ياد گرفتي و آخرين حرف و در تاريه 22 ام اسفند ماه ياد گرفتي. حالا ديگه به قول خودت باسواد شدي و قراره با هم سه تايي يه جشن كوچيك بگيريم. توي جشن نوروز مدرسه به زيبايي و بدون كوچكترين استرسي سه تا آهنگ "پرسون پرسون"،"خوشحال و شاد و خندانم" و "اي ملك ايران" رو با فلوت نواختي و مورد تشويق معلم ها و دوست هاي عزيزت قرار گرفتي. كلاس هاي فلوت و بلز و همچنان ميري. كلاس زبان هم هر ترم با نمره خوبي مي گذروني و به خوبي صحبت مي كني. كلاس شطرنج ميري و با بابايي بازي مي كني.

25 ام اسفند ماه بالاخره گوش هات و سوراخ كردي. درخواست خودت بود و ما هم از اونجايي كه صبر كرديم تا خودت تصميم بگيري براي گوش هات، درخواستت و قبول كرديم و به قول خاله زهرا قيافه ت شده ديگه واقعا دخترونه.

تمام حروف و يادگرفتي و الان به خوبي مي خوني و جالب تر اينكه ايرادهاي ما رو هم ميگيري: "چايي نه چاي"،"لِذت نه لَذت"،"معني آخَر با آخِر فرق داره ها" و...

 

 



[موضوع : اين روزها..., كلاس اول]
[ چهارشنبه 25 اسفند 1395 ] [ 9:59 ] [ مامان زينب ]

هر صبح سر صف توي مدرسه وقت مراسم صبحگاهي مديرتون ازتون مي خواد اگر كسي مطلب علمي، شعر يا معما داره براي بقيه هم به اشتراك بگذاره. هدف مديرتون اينه كه شماها از حالت كمرويي دربياييد و بتونيد توي جمع به زيبايي صحبت كنيد و تو دختركم گاها توي اين برنامه شركت مي كني و براي دوستانت معماهاي جالبي كه از اين و اون مي شنوي مطرح مي كني و گاهي هم از خودت ميسازي و مي گي. مديرتون به من گفتن تو با صداي بلند و رسا اين معماها رو مطرح مي كني. خوشحالم برات عزيزم كه به خوبي از پس اين كار برمياي. زيبا صحبت مي كني. توي جمع ابراز وجود مي كني البته گاهي اوقات مجبوريم بنا به محيط و مراسم بهت تذكر بديم ولي به هر حال اين سخنوري تو رو دوست داريم و بهت افتخار مي كنيم. اميدوارم بتونيم اين استعدادت رو بخوبي هدفمند كنيم نازنينم.محبت


فوق العاده راز نگه دار هستي و اگر كسي چيزي بهت بگه از جمله خودم و تاكيد كنه اين يه رازه حسابي حواست هست.


حالا ديگه كتاب هاي قصه ات و خودت برميداري و مي خوني. موقع خوندن تلاشت براي درست خودن با جابجايي كسره، فتحه و ضمه بسيار جالبه و گاهي باعث خنده من و بابايي ميشه. مدرسه رو خيلي خيلي دوست داري و من خوشحالم برايت عزيزم. اميدوارم هر روزت پربارتر از روز قبلت باشه. دوست دارم.
 



[موضوع : اين روزها..., كلاس اول]
[ يکشنبه 24 بهمن 1395 ] [ 10:27 ] [ مامان زينب ]

آناهيتا : بابايي امروز زياد با من صحبت نكردي ها

بابا مشغول كار با لپ تاپش. نشنيد.

آناهيتا : بابايي تو چرا همش ميري تو خلسه وقتي من دارم باهات صحبت مي كنم.

من و بابايي : تعجبتعجبخندونکخندونک



[موضوع : اين روزها...]
[ سه شنبه 12 بهمن 1395 ] [ 10:32 ] [ مامان زينب ]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 30 صفحه بعد
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

اين وبلاگ آناهيتا است. دختر كوچولوي نازي كه با اومدنش به زندگي مامان و باباش، همه چيزاي خوشكلو براشون آورد. مامانش براش مي نويسه و باهاش درد دل مي كنه و از عكساش ميزاره تا روزي كه خودش بتونه اين كار رو ادامه بده. شما هم به وبلاگش سر بزنيد و شاهد بزرگ شدنش باشيد و در خوشحالي مامان و باباش شريك شويد.
آرشيو مطالب
آمار وبلاگ
آنلاین : 3
بازدید امروز : 161
بازدید دیروز : 27
بازدید هفته گذشته : 709
کل بازدید : 147657
امکانات وب
Lilypie Kids Birthday tickers